طبق روایات فراوان، ائمه اطهار علیهم السلام از علوم غیبی به اذن الهی آگاهی دارند (9) و امام حسن علیه السلام نیز از چنین علمی برخوردار بود، از جمله: اطلاع دادن آن حضرت از کیفیتشهادت و ماجرای بعد از آن است که فرمود: «انا اموت بالسم کما مات رسول الله صلی
الله علیه و آله: قالوا: ومن یفعل ذلک بک؟ قال امراتی جعدة بنت الاشعثبن قیس فان معاویة یدس الیها ویامرها بذلک ... ; (10) من چون رسول خدا به وسیله زهر از دنیا میروم . گفتند: چه کسی تو را مسموم میکند؟ فرمود: همسرم جعده، دختر اشعثبن قیس; زیرا معاویه با نیرنگ او را فریب میدهد و او را به آن امر میکند .» به آن حضرت پیشنهاد دادند که او را از خانهات بیرون کن . فرمود: چنین کاری انجام نمیدهم، به چند جهت:
1 . در علم خداوند مقدر است که او قاتل من است [و از قضا و قدر حتمی الهی نمیتوان فرار کرد] ;
2 . هنوز جرمی مرتکب نشده است که من او را به عنوان مجازات اخراج کنم;
3 . اخراج او بهانه میشود برای حملات و تهمتهای ناجوانمردانه دشمنان علیه من .»
از همه اینها گذشته، امام وظیفه دارد علم اختصاصی خود را نادیده گرفته، با دیگران همانند افراد عادی رفتار نماید .
و همین طور امام حسن مجتبی علیه السلام به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت کرد که بعد از شهادتش پیکر او را جهت دیدار به روضه مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ببرند ... و از جمله، فرمود: «واعلم انه سیصیبنی من عائشة مایعلم الله والناس من بغضها وعداوتها لله ولرسوله وعداوتها لنا اهل البیت; بدان که به زودی از عایشه بر من ظلمهایی میرسد که خدا و مردم از کینه و بغض او نسبتبه خداوند و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ما اهل بیت آگاهی دارند .»
بعد از مدتی هم پیش بینی اول به وقوع پیوست که جعده با تحریک معاویه حضرت را مسموم کرد و هم خبر دوم تحقق یافت که عایشه نسبتبه جنازه آن حضرت اهانت کرد و طبق برخی نقلها جنازه را تیر باران نمودند، و هفتاد چوبه تبر به سوی آن بدن و تابوت هدفگیری شد . (11)