متولی یکی از تکیه های حضرت عباس(ع)می گوید:حدود10سال قبل،دختر 7 ساله ای داشتم،
در حدود ساعت11شب عقرب او را گزید.بعد از چند لحظه گفت:مادر،چراغ ها خاموش شد!دانستیم نابینا شده است.او را بغل کرده و برخاستم.مادرش گفت او را کجا می بری؟ گفتم :به دکتر.
گفت:این موقع شب دکتر نیست.گفتم: دکتری دارم که این موقع شب هم جواب می دهدۀاو را به تکیه اوردم و به ذیل عنایت ابوالفضل(ع) متوسل شدم،عرض داشتم:اقا من خادم تکیه و بارگاه شما هستم، رواست فرزندم بدینگونه باشد؟!
بعد از چند دقیقه فرزندم که بیحال روی دستم افتاده بود به سخن امد و گفت:بابا،چراغها روشن شد! او را به منزل برگرداندم،همسرم گفت: به کدام دکتر مراجعه کردی که به این زودی او را معالجه کرد؟
گفتم: به دکتر ابوالفضل العباس(ع).(1)
................................................................................................................................1-همان،ج2،ص550