یکی از علمای وارسته نجف برای زیارت به کربلا وارد منزلی می شود که میزبان دفعات قبلی می باشد.
چون انها اطلاعی از امدن او نداشتند تهیه ای ندیده بودند.او نیز هیچ چیزی همراه خود نداشت که بتواند برای خود خرج کند.
به حرم حضرت ابوالفضل(ع) امد و پس از فراغ از نماز و زیارت به نزد ضریح امد و حال خود را عرض کرد،هنوز کلامش به اتمام نرسیده بود متوجه شد که از داخل ضریح چیزی به حرکت در امد و به نزدش رسید.یک پول شامی بود که قیمتش در ان زمان دو قران ونیم بود. ان را برداشت و برای خرجی مدتی که در کربلا اقامت داشت استفاده نمود.(1)
.............................................................................................................................1-کبریت احمر،ص428؛کرامات حضرت ابوالفضل،ص120.