صفحه نخست

ايميل ما

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
:: لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

:: عاشورا از منظور دیگران(دانشمندان جهان)(۳۳)
:: مفاتیح الجنان فصل چهارم(٢۱)
:: آیت الله سید محمد رضا شیرازی(قدس سره)(۱٩)
:: کرامات ابوالفضل(ع)(۱۸)
:: کرامات سیدالشهدا(ع)(۱٦)
:: مفاتیح الجنان فصل پنجم(۱۱)
:: اصحاب ارشد:حبیب بن مظاهر(۱٠)
:: مفاتیح الجنان فصل سوم(٧)
:: مفاتیح الجنان فصل دوم(٥)
:: کرامات امام حسن(ع)(٥)
:: راز زیارت کربلا(٤)
:: ایت الله سید صادق شیرازی(٢)
:: آیت الله العظمى سید محمد حسینی شیرازی(٢)
:: شهادت حضرت زهرا(٢)
:: سوره قدر(۱)
:: شهدای کربلا(۱)
:: ظهور مهدی(عج)(۱)
:: sms رایگان(۱)
:: پیامبر(ص)(۱)
:: امام علی(۱)
:: فاطمه (س)(۱)
:: لینک باکس پر بازدید(۱)
:: پرسش و پاسخ مذهبی(۱)
:: مفاتیح الجنان فصل اول(۱)
:: القاب امام حسین(ع)(۱)
:: سخن های امام حسین(ع)(۱)
:: احادیث در مورد امام حسین(ع)(۱)
:: sms رایگان مذهبی(۱)
:: سخنان نورانی امام حسین(ع)(۱)
:: چهل حدیث عزاداری(۱)
:: چهل حدیث کربلا(۱)

دانلود مداحی حمید علیمی
دانلود مداحی ملا باسم کر بلائی
دانلود مداحی حاج محمود كريمی
عکس های گرافیکی محرم
عکس سید صادق شیرازی
زندگی نامه حضرت عباس (ع)
تاریخچه 14 معصوم
زندگی نامه امام علی (ع)
زندگی نامه امام حسن(ع)
زندگی نامه امام حسین(ع)
زندگی نامه امام سجاد(ع)
زندگی نامه امام محمد باقر(ع)
زندگی نامه امام صادق(ع)
زندگی نامه امام موسی کاظم (ع)
زندگی نامه امام رضا(ع)
زندگی نامه امام جواد(ع)
زندگی نامه امام هادی (ع)
زندگی نامه امام حسن عسگری(ع)
زندگی نامه امام مهدی(عج)
مشخصات انبیا وپپیغمبران
آرشیو مطالب تماس با ما


نويسندگان :
:: امیر شماره مدیر وبلاگ: 09138388464

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin





Powered by WebGozar








پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


پیوستن به کاروان کربلا

عشق وقتى در سرافتد، پیر و برنایى ندارد مستیى کز عشق خیزد، هیچ صهبایى ندارد مى‏رود رو سوى شب تا با تمام شب پرستان در ستیزد موسپیدى کز عطش نایى ندارد عشق مولا مى‏تراود از تمام جسم و جانش جز وفا بر قامت‏خود نیز شولایى ندارد (18)


امام حسین(ع) از مکه عازم کوفه بود. «کاروان شهادت‏»مى‏بایست مجمعى از زبده‏ترین انسانهاى فداکار وخالص باشد که هیچ انگیزه‏اى جز خدا و نصرت دین او درسرنداشته باشند. چنین کاروانى از مکه به کربلا مى‏رفت وحیف بود که حبیب بن مظاهر در این قافله نور نباشد. هر چند همه کسانى هم که از مکه همراه امام شدند، تا کربلا نماندند، زیرا با انگیزه‏هاى دیگرى آمده بودند، نه براى شهادت.

«بسا کسند از این همرهان «آرى‏» گوى که دل به وسوسه راه دیگرى دارند بسا کسند که جایى موافقان رهند که خود نه جاى هماهنگى است و همراهى است بدین سبب، نخست‏باید آیین همرهى دانست.

ابا عبدالله الحسین هنگام حرکت‏به کوفه، طى نامه‏اى براى حبیب بن مظاهر نوشت:

از حسین بن على بن ابى طالب، به دانشمند فقیه، حبیب بن مظاهر:

اما بعد،اى حبیب! تو خویشاوندى و نزدیکى ما را به‏رسول خدا(ص) مى‏دانى و ما را بهتر از هرکس مى‏شناسى; تو که صاحب اخلاق نیکو و غیرت مى‏باشى، پس در فدا کردن جان در راه ما دریغ مکن، تاجدم رسول الله(ص) پاداش آن را در قیامت‏به تو عطاکند.» (19)

هماى سعادتى بود که بر سر حبیب نشست و پیک افتخارى‏بود که در خانه او را زد: مژده و بشارتت‏باد اى حبیب بر بهشت‏خدا، که پاداش جهاد و شهادت در راه اوست.

حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، این دو یار همراه‏ودو شجاع همرزم، خبر نزدیک شدن کاروان امام‏حسین رابه‏کوفه شنیدند. از سویى خاطرهایشان ازبى‏فایى و سست‏عهدى مردم کوفه آزرده و رنجور بود، ازسوى دیگرشوق دیدار حسین بن على، آتشى در دل شیفته‏آنان بر پا کرد، تصمیم گرفتند که خود را به امام برسانند.

امام قبل از آنکه به کوفه برسد، در سرزمین کربلا محاصره‏شد. ماموران «ابن زیاد» هم براى جلوگیرى از پیوستن کوفیان وفادار به حسین به کاروان او شب و روز راههاى ورود و خروج کوفه را در کنترل داشتند; ولى این دو پیرمرد جواندل و آگاه و وفادار، مصمم بودند که به هر قیمتى شده خود را به حسین بن على برسانند و او را یارى کنند. آنان‏شبها راه مى‏رفتند وروز استراحت مى‏کردند، تا اینکه سرانجام در هفتم محرم، در کربلا به کاروان آن حضرت پیوستند (20) و چشم در چشم و چهره امام انداختند و نگاهشان زبان دلشان بود و قلبشان در محبت‏حسین و به عشق شهادت مى‏تپید.

حبیب بن مظاهر وقتى به حضور امام رسید، آنچه که دید،عبارت بود از یارانى اندک و دشمنانى بسیار! به امام عرض کرد: در این نزدیکى قبیله‏اى از «بنى اسد» هستند،اگر اجازه مى‏دهید پیش آنان بروم و آنان را به یارى شما فرا بخوانم، شاید خداوند هدایتشان کند و مایه دفاع از شما گردند.

حسین بن على هم اجازه داد. حبیب با شتاب خود را به آنان رساند و در جلسه و انجمن آنان شرکت کرد و ضمن موعظه و ارشاد،در سخنانش گفت:

برایتان هدیه نیکى آورده‏ام، بهترین چیزى که رهبر قومى براى آنان مى‏آورد. اینک این حسین بن على، فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهراست که درکنار و نزدیک شمافرود آمده است و همراهش جمعى از مؤمنانند . درحالى که دشمنانش او را محاصره کرده‏اند تا به قتلش‏برسانند. آمده‏ام تا شما را به دفاع از او و حفظحرمت پیامبر درباره وى دعوت کنم; به خداوندسوگند! اگر یارى‏اش کنید، پروردگار، شرافت دنیا و آخرت را به شما خواهد داد.من این کرامت را از این جهت مخصوص شما قرار دادم که شما قوم من هستید و از نزدیکترین بستگان من به حساب مى‏آید.

یکى از آنان به نام «عبدالله بن بشیر» برخاست و گفت:

اى حبیب! خداوند تلاشت را پاداش دهد! براى ما افتخارى آوردى که یک انسان به عزیزترین کسانش مى‏دهد؟ من اولین کسى هستم که دعوت تو را لبیک مى‏گویم... .

دیگران هم به پا خاستند و سخنانى چون او بر زبان آوردندو براى پیوستن به حسین و یارى او اعلام آمادگى نمودند. شمار این افراد به هفتاد یا نود نفر مى‏رسید وتصمیم‏گرفتند به سوى کربلا عزیمت کنند; اما جاسوس‏خیانتکارى از وابستگان عمرسعد در میانشان بود که‏به عمرسعد گزارش داد. عمرسعد هم عنصر خشن بیرحمى چون «ازرق‏» رابا پانصد اسب سوار به سوى آنان‏گسیل کرد. ماموران، همان شب به آنان رسیدند و مانع‏حرکتشان شدند. ازرق به اتفاق همراهانش با مردان‏اسدى درگیر جنگ شد و فریادهاى حبیب‏بن مظاهر هم که از آنان مى‏خواست از سر راهشان کنار روند، به جایى نرسید.

وقتى آن گروه از بنى اسد دیدند که با جمعیت اندکشان یاراى مقابله و ایستادگى در برابر انبوه سواران دشمن را ندارند. ناگزیر در تاریکى شبانه به خانه‏هاى خویش برگشتند.

حبیب بن مظاهر، نزد حسین(ع) برگشت و ماجرا را به آن حضرت خبر داد. حضرت فرمود: «وماتشاؤون الا ان یشاء الله، ولاحول ولاقوة الا بالله (21) ; هر چه که خدا خواهد، همان شود، و نیرویى جز قوت پروردگار نیست.»

گرچه در آن لحظه طایفه بنى اسد نتوانستند به یارى امام بشتابند، ولى در این نیت وبا آن اخلاص و آمادگى، هوادار اهل یت‏بودند، و همانها بودند که پس از پایان ماجراى عاشورا و به اسارت رفتن اهل بیت، به سرزمین خونین کربلا آمدند، تا آن جنازه‏هاى مطهر را به خاک بسپارند. امام سجاد(ع) هم به صورت یک نقابدار جوان، براى راهنمایى آنان در شناسایى و دفن پیکر شهدا، به آن محل آمد.


کلمات کلیدی : اصحاب ارشد:حبیب بن مظاهر

نوشته شده توسط امیر شماره مدیر وبلاگ: 09138388464 در ۱۳۸٩/۱/٢٥

نظرات ()

:: ضربت خوردن مول موحدین علی بن ابی طالب
:: تولد پیامبر اعظم «ص»
:: هئیت شباب قمر بنی هاشم(ع)(اصفهان-ملک شهر)
:: وفات
:: یا زهرا
:: ۱۳۸٩/٢/٢٦
:: ارسال sms رایگان مذهبی
:: ۱۳۸٩/٢/۱٤
:: عاشورا، روز حماسه
:: شوق شهادت
:: شب عاشورا
:: تبلیغ در جبهه
:: پیوستن به کاروان کربلا
:: در نهضت مسلم بن عقیل
:: در سالهاى خفقان اموى




درباره :
پروفایل مدیر : امیر شماره مدیر وبلاگ: 09138388464

:: حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
:: سایت سید صادق شیرازی
:: دانلود مداحی
:: جامع ترین وبلاگ مداحی
:: دانلود مداحی عربی
:: زندگی نامه مراجع وفقه ها
:: بهترین سایت جستجو
:: بیقرار ظهور
:: السلام علیک یا حسین
:: حجاب غیبت
:: السلام علیک یا ابوالفضل العباس
:: اربابم حسین
:: بهتری سایت جستجو
:: بهترین سایت جستجو
:: ساخت وبلاگ رایگان
:: بهترین سایت جستجو
:: تصاویر مذهبی
:: فایلهای مذهبی موبایل
:: محرم
:: چهار خانه(دانلود-سرگرمی)
:: وبلاگ شیعه مذهب برتر
:: ابزارهای رایگان وب
:: تکدید مرکز دانلود صوت و فیلم مذهبی
:: ام تی دانلود - دانلود رایگان
:: اصفهان سرور
:: زرین آگهی


:: شهریور ۸٩
:: تیر ۸٩
:: اردیبهشت ۸٩
:: فروردین ۸٩
:: اسفند ۸۸
:: بهمن ۸۸
:: آبان ۸۸
:: مهر ۸۸
:: شهریور ۸۸
:: امرداد ۸۸
:: تیر ۸۸
:: خرداد ۸۸
:: اردیبهشت ۸۸
:: فروردین ۸۸

صفحه نخست | ايميل ما | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | طراح قالب

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by abalfazl-abbas
Design By : wWw.Theme-Designer.Com