عارفان مسلح
نیم روز، مقاومت و فداکارى، و قرنها تابندگى و افتخار; این ثمرهاى از حماسه عاشوراست.
یاران حسین(ع) که فداکارى و ایثار و جهادشان به تاریخ حرکت داد، و به زندگى معنا بخشید و به مرگ، عظمت عطا کرد، ضرب المثل شدند. و یادشان سرمایه الهام و شورآفرینى گشت و نامشان قرین مجد و عظمت گردید، و خونشان در پاى نهال اسلام ریخته شد و به دین و عزت و شرف و آزادگى، جانى دوباره بخشید.
آرى، این گونه از «مرگ»، «حیات» پدید مىآید، و اینسان «فنا»، «بقا» مىآفریند، و این چنین خون سرخ شهید، یادسبز جاوید را ترسیم مىکند و شهیدان، «اسوه» هاى تاریخ مىگردند در دیندارى، درتقوا و مرزبانى از احکام الهى،در دفاع از قرآن و حمایت از امام، در یارى حق و عدل، در آزادگى و عزت،در حقخواهى و ستم ستیزى و در همه فضیلتها و ارزشها. محور کلام، «عاشورا» است، و میدان عمل، «کربلا».
در سال 61 هجرى که نیم قرن از رحلت پیامبر اسلام مىگذشت، جامعه اسلامى گرفتار حاکمانى شده بود که تحریف دین و کشتن آزادگان و هتک حرمتهاى الهى و احیاى جاهلیتسیاه و دنیازدگى و ستمگرى و شکمبارگى و شهوترانى کمترین و کوچکترین فسادهایشان بود.
حسین بن على(ع) قیام کرد، تا دستیزید تبهکار را از سرنوشت امت اسلام کوتاه سازد. زمانه دشوارى بود; امتحانى پیش آمده بود که دینداران واقعى کم شده بودند و مردان جهاد و شهادت کمتر یافت مىشدند; اکثر مردم به «زندگى» روى آورده بودند!
حسین(ع) براى احیاى حق و اسلام، مردانه قدم به میدان گذاشت و نهضت ضد یزیدى خود را -که ضد کفر و ستم بود- با یارانى مصمم و وفادار و حقشناس به انجام رساند.
اصحاب او اندک بودند، لیکن درعاشورا کیفیت مطرح بود، نه کمیت; ایمان و عشق به شهادت در راه خدا ملاک بود، نه فزونى جمعیت و زیادى نفرات.
اغلب همراهان حسین بن على«ع»، عابدان شب زندهدار، زاهدان وارسته، قاریان قرآن شناس، قهرمانان با بصیرت، معلمان سلحشور و مجاهدان پرهیزکارى بودند که آثار عبادتو تهجد در سیمایشان هویدا بود. حضور تنى چند از صحابه پیامبر اسلام و حواریون حضرت امیر در سپاه اندک سید الشهدا قداست و وجهه و معنویتى پر شکوه به جمع آنان بخشیده بود.
در نوشته حاضر با چهره تابناک و شخصیتبرجسته یکى از یلان دلاور و شیران بیشه شجاعت و ایثار و حماسهآفرینى آشنا مىشویم، تا شاید این آشنایى، ما را در پیروى و تاسى به آنان یارى رساند.
این قهرمان عابد و عارف، «حبیب بن مظاهر» است که نامش آشناست و با کربلاى حسین و عاشوراى شهادت، پیوندى ناگسستنى دارد.
برخى از عاشوراییان، جزء مسلمانان فداکارى بودند که حتى حضور رسول خدا(ص) را هم درک کرده بودند، و بعضىشان از دلیرمردان رکاب امیرالمؤمنین و یاران آن حضرت بودند که در حضورش با دشمنان حق جنگیده و در شمار اصحاب امام مجتبى (ع) هم بودهاند و سرانجام حسینبن على(ع) را درکربلا یارى کرده و دراین راه به شهادترسیدهاند.
حبیب و یاران دیگر ابا عبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا، از چنان عظمت و شکوه و مقامى برخوردار بودند که مایه غبطه همگان است. تعبیراتى را که امام صادق(ع) درباره آنان به کار برده است، بسیار ارزشمند است.
القابى همچون «اولیا و دوستان خدا»، «برگزیدگان پروردگار»، «یاران وفادار دین خدا»، «انصار پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین»، «پاکان رستگار و سعادتمند» و... از زبان امام صادق(ع) درباره آنان صادر شده است (1) .
کدام مکتب و آیین و ملت و نژاد، به اندازه اسلام در داشتن سرمایههاى انسانى غنى است؟
در کدام مسلک و دین، این همه شخصیتهاى برجسته و الهام بخش مىتوان یافت؟
درود بر اسلام که این همه ذخایر معنوى دارد، درود بر این پاکمردان متعهد و شهیدان جاوید که آبروى اسلام و قرآنند، و «اسوه»هایى براى الگوگیرى و پیروى کردن.
امیداست که این نمونههاى متعالى براى همه ما و همه رزمندگان پرتوان جبهه نورانى اسلام و براى همه آزادگان دنیا سرمشق کمال جویى و فضیلتیابى باشد.
باشد که راه کربلا باز شود، تا در جوار بارگاه حسینى و مرقد سالار شهیدان، این یاران وفادار سیدالشهدا را هم زیارت کنیم! آمین.